راهنمای کامل مانیومنت ولی: حل پازلهای غیرممکن و رازهای داستان آیدا
یه شاهزاده کوچیک با یه کلاه سفید مخروطی، توی دنیایی از ساختمونهای غیرممکن قدم میزنه. پلههایی که به بالا میرن و همزمان به پایین ختم میشن. ستونهایی که اگه از یه زاویه نگاهشون کنی، به هم وصلن و از یه زاویه دیگه، کیلومترها از هم فاصله دارن. اینجا مانیومنت ولیه، جایی که قوانین فیزیک و هندسه، جاشون رو به هنر و خیال دادن.
اگه تا حالا نقاشیهای ام. سی. اشر (M.C. Escher) رو دیده باشی، همون پلههای بیپایان و آبشارهایی که به سمت بالا جریان دارن، مانیومنت ولی دقیقا همون حس رو به یه بازی تبدیل کرده. این مقاله برای کسیه که میخواد این بازی رو بشناسه، پازلهاش رو حل کنه و رازهای داستانش رو بفهمه.
یه بازی که هنر بود
Monument Valley رو استودیو انگلیسی ustwo games سال ۲۰۱۴ منتشر کرد. خیلی زود به یکی از تحسین شدهترین بازیهای موبایل تاریخ تبدیل شد و جوایز زیادی از جمله جایزه طراحی اپل (Apple Design Award) رو برد. حتی توی یکی از قسمتهای سریال House of Cards هم نشون داده شد.
بازی بر اساس «خطای دید» (Optical Illusion) و «معماری غیرممکن» طراحی شده. تو باید با چرخوندن، جابهجا کردن و تغییر زاویه دید ساختمونها، مسیری برای شاهزاده آیدا پیدا کنی که به مقصدش برسه. چیزی که از یه زاویه غیرممکن به نظر میاد، از یه زاویه دیگه کاملن ممکنه.
من اولین بار مانیومنت ولی رو توی یه سفر طولانی با اتوبوس بازی کردم. سه ساعت بعد، وقتی به مقصد رسیدم، بازی تموم شده بود و من هنوز توی حس و حال اون دنیا بودم. کمتر بازیای هست که اینقدر کوتاه باشه و اینقدر طولانی توی ذهن بمونه.
داستان شاهزاده آیدا
آیدا (Ida) یه شاهزادهست که برای جبران یه اشتباه، به سفری توی بناهای مقدس و رهاشدهی یه سرزمین باستانی میره. اون «هندسه مقدس» رو از این بناها دزدیده و حالا داره اونها رو برمیگردونه تا بخشش بگیره. داستان به شکل خیلی ظریف و بدون دیالوگهای طولانی روایت میشه و بیشترش رو باید از نشونهها و پیامهای کوتاه بفهمی.
توی مسیرش با «مردم کلاغی» (Crow People) روبرو میشه. موجوداتی که روی مسیرها رفت و آمد میکنن و جلوی راه آیدا رو میگیرن. یه دوست غیرمنتظره هم پیدا میکنه: «توتم» (Totem)، یه ستون زرد رنگ با یه چشم که بهش کمک میکنه. رابطه آیدا و توتم یکی از احساسیترین بخشهای بازیه.
مکانیکهای اصلی بازی
حرکت دادن آیدا
روی هر نقطهای از مسیر که ضربه بزنی، آیدا به اونجا میره، به شرطی که مسیر وصل باشه.
چرخوندن (Rotation)
بعضی از بخشهای بنا یه دسته یا چرخ دارن. با کشیدنشون، اون بخش میچرخه و ممکنه یه مسیر جدید باز بشه.
جابهجایی (Sliding)
بعضی سکوها رو میتونی بالا و پایین یا چپ و راست ببری.
دکمهها و اهرمها
وقتی آیدا روی یه دکمه بایسته، یه چیزی توی محیط تغییر میکنه. مثلا یه پل ظاهر میشه یا یه دیوار کنار میره.
خطای دید
مهمترین مکانیک بازی. گاهی دو مسیر که به نظر میاد از هم دورن، وقتی بنا رو بچرخونی، روی صفحه کنار هم قرار میگیرن و بازی اونها رو به هم وصل شده در نظر میگیره. یعنی «اگه به نظر وصل میاد، پس وصله».
کلید حل بیشتر پازلها: به صفحه نه به عنوان یه دنیای سهبعدی، بلکه به عنوان یه نقاشی دو بعدی نگاه کن. اگه دو مسیر روی صفحه به هم چسبیدن، آیدا میتونه از یکی به دیگری بره، حتی اگه منطق سهبعدی بگه غیرممکنه.
کلاغها و توتم
مردم کلاغی
کلاغها توی یه مسیر مشخص راه میرن و اگه سر راه آیدا باشن، اون رو متوقف میکنن. ولی میتونی ازشون استفاده کنی. اگه کلاغ روی یه دکمه راه بره، دکمه رو فعال میکنه. پس گاهی باید مسیر کلاغها رو طوری تغییر بدی که برات کار کنن.
توتم
توتم یه ستون زندهست که میتونی جابهجاش کنی. آیدا میتونه روش بایسته یا از اون به عنوان پل استفاده کنه. توتم همچنین میتونه روی دکمهها بایسته و جلوی کلاغها رو بگیره.
راهنمای کلی فصلها
نسخه اول مانیومنت ولی ده فصل اصلی داره که هر کدوم یه بنا و یه پازل منحصر بفرد دارن:
- The Gateway: فصل آموزشی، یاد میگیری چطوری بنا رو بچرخونی.
- The Garden: اولین معرفی خطای دید.
- Hidden Temple: چرخشهای پیچیدهتر و اولین برخورد با کلاغها.
- The Spire: یه برج بلند با چندین لایه.
- The Rookery: لونه کلاغها، استفاده از کلاغها برای فعال کردن دکمهها.
- The Box: یه جعبه که باز میشه و چند بخش داخلی داره. یکی از به یاد موندنیترین فصلها.
- The Labyrinth: هزارتویی از مسیرها.
- Water Palace: پازلهایی با آب و حرکت عمودی.
- The Descent: نزول به عمق، با یه لحظه احساسی بزرگ.
- The Observatory: فصل پایانی و حل معمای داستان.
Forgotten Shores و Ida's Dream
یه بسته گسترشی به اسم «Forgotten Shores» با هشت فصل جدید و یه فصل ویژه به اسم «Ida's Dream» هم وجود داره که بعد از بازی اصلی باید حتمن تجربه کنی. پازلهای این بخشها سختتر و خلاقانهترن.
نکات حل پازل
- همه چیز رو امتحان کن. هر دستهای که میبینی رو بچرخون و ببین چی تغییر میکنه.
- به لبهها دقت کن. مسیرهایی که به هم میرسن، معمولن یه نشونه کوچیک دارن.
- از زاویههای مختلف نگاه کن. بعضی پازلها فقط وقتی بنا رو کامل میچرخونی، حل میشن.
- به کلاغها به چشم دشمن نگاه نکن. اونها ابزار تو هستن.
- عجله نکن. هیچ محدودیت زمانی یا شکستی وجود نداره. بازی رو مثل یه تابلو نقاشی تماشا کن.
- اگه گیر کردی، یه کم استراحت کن. گاهی جواب وقتی به ذهنت میرسه که اصلا بهش فکر نمیکنی.
مانیومنت ولی ۲ و ۳
Monument Valley 2
سال ۲۰۱۷ منتشر شد و داستان یه مادر به اسم «رو» (Ro) و دخترشه. این بار به جای یه شخصیت، دو شخصیت رو همزمان هدایت میکنی که گاهی با هم و گاهی جدا از هم حرکت میکنن. داستانش درباره رابطه مادر و فرزند، رشد کردن و رها کردنه و خیلیها میگن احساسیتر از نسخه اوله.
Monument Valley 3
سومین نسخه سال ۲۰۲۴ از طریق Netflix Games منتشر شد. شخصیت اصلی یه دختر به اسم «نور» (Noor) هست که با یه قایق بین جزیرهها سفر میکنه. این نسخه دنیای بازتری داره و مکانیکهای قایقرانی هم بهش اضافه شده.
چرا مانیومنت ولی اینقدر خاصه؟
- هنر بصری: هر صحنه مثل یه پوستر یا تابلوی نقاشیه که میشه قابش کرد.
- موسیقی: صداگذاری و موسیقی با هر حرکت تو تغییر میکنه و حس جادویی میده.
- سادگی: هیچ تبلیغی، هیچ خرید اضافهای، هیچ عجلهای. فقط تو و پازل.
- احساس: با وجود اینکه تقریبا بیکلامه، داستانش عمیغا احساسیه.
- مناسب برای همه: از بچهها تا بزرگسالان، همه میتونن ازش لذت ببرن.
سوالهای پرتکرار
مانیومنت ولی چقدر طول میکشه؟
بازی اصلی حدود دو تا سه ساعت طول میکشه. با بسته گسترشی، حدود چهار تا پنج ساعت.
بازی پولیه؟
بله، بازی یه بار خریداری میشه و هیچ تبلیغ یا خرید درون برنامهای (به جز بستههای گسترشی) نداره. گاهی هم برای مدت کوتاهی رایگان یا با تخفیف عرضه میشه.
برای بچهها مناسبه؟
کاملا. بازی هیچ خشونتی نداره، پازلهاش ذهن رو تقویت میکنن و داستانش لطیف و دوستداشتنیه.
تجربه من از فصل The Box
بذار درباره فصلی که هنوز بعد از سالها توی ذهنمه بگم. فصل ششم، The Box. اولش فقط یه جعبه بزرگ روی صفحهست. هیچ مسیر مشخصی نیست و نمیدونی باید چکار کنی. بعد متوجه میشی که میشه دیوارهای جعبه رو مثل یه کادو باز کرد. هر دیوار که باز میشه، یه دنیای کوچیک جدید داخلش پیدا میشه، با مسیرها، دکمهها و راهپلههای خودش.
چیزی که این فصل رو خاص میکنه، حس کشفه. هر بار که یه بخش جدید رو باز میکنی، یه لبخند ناخودآگاه روی صورتت میاد. مثل اینه که داری یه اسباببازی چوبی قدیمی رو باز میکنی و هر لایه یه راز جدید داره. وقتی بالاخره همه بخشها رو باز کردی و آیدا به مقصد رسید، یه حس رضایت عجیبی داری که کمتر بازیای میتونه بده.
این همون جادوی مانیومنت ولیه. پازلها هیچوقت اونقدر سخت نیستن که ناامیدت کنن، ولی همیشه اونقدر هوشمندانه هستن که وقتی حلشون کردی، حس کنی یه نابغهای.
درسهایی که مانیومنت ولی به طراحان بازی داد
جالبه بدونی مانیومنت ولی تاثیر زیادی روی صنعت بازی موبایل گذاشت. قبل از اون، خیلیها فکر میکردن بازی موبایل یعنی بازیهای رایگان با تبلیغات و خریدهای کوچیک. مانیومنت ولی نشون داد که مردم حاضرن برای یه تجربه هنری و با کیفیت پول بدن. بعد از موفقیتش، کلی بازی هنری و مستقل دیگه هم برای موبایل ساخته شد که خیلیهاشون الهام گرفته از همین بازی بودن.
مانیومنت ولی برای چه کسایی مناسبه؟
- کسایی که از بازیهای پر استرس خسته شدن: اینجا نه رقیبی هست، نه زمانی و نه شکستی.
- علاقهمندان به هنر و معماری: هر صحنه پر از جزئیات معماری الهام گرفته از بناهای اسلامی، هندی و آسیایی هست.
- والدینی که دنبال یه بازی آموزشی هستن: پازلها تفکر فضایی و حل مسئله رو تقویت میکنن.
- کسایی که وقت کمی دارن: هر فصل حدود ده تا پونزده دقیقه طول میکشه.
- کسایی که دنبال یه هدیه دیجیتال خاص هستن: مانیومنت ولی یکی از بهترین هدیههاییه که میشه به یه دوست داد.
حرف آخر
مانیومنت ولی یه بازی نیست، یه تجربهست. یه سفر کوتاه ولی فراموش نشدنی توی دنیایی که قوانینش رو خیال تعیین کرده. اگه تا حالا بازیش نکردی، یه عصر آروم، یه فنجون چای و هدفون رو آماده کن و بذار آیدا تو رو به سفرش ببره.
کدوم فصل رو از همه بیشتر دوست داشتی؟ پایین بنویس.
اگه بعد از این همه آرامش، دلت یه چالش پر هیجان و ریتمیک میخواد، جیومتری دش: مراحل سخت را چطور رد کنیم؟ از حالت تمرین تا دیمنها رو بخون. هشدار: اعصاب پولادین لازمه!