اسکای فرزندان نور؛ بازی آرومی که با غریبهها دوستت میکنه + راهنمای شروع
یه شب بد بود. از اون شبهایی که حوصله هیچکس رو نداری و فقط میخوای یه جایی دور از همهچیز باشی. اسکای رو باز کردم و توی دشت روشنایی پرواز کردم. یهو یه بازیکن ناشناس با یه شنل زرد اومد کنارم، دستم رو گرفت و بدون هیچ حرفی منو برد بالای یه ابر که منظرهش رو هیچوقت ندیده بودم. نه اسمش رو میدونستم، نه زبونش رو. ولی اون شب بهتر شدم.
اسکای فرزندان نور دقیقا همینه. بازیای که نه تفنگ داره، نه رتبهبندی، نه کسی سرت داد میزنه. اگه تا حالا بازیش نکردی یا نصبش کردی و نفهمیدی باید چی کار کنی، بیا با هم یه دور توی این آسمون بچرخیم.
بازیای که دعوا نداره، فقط مهربونی
Sky: Children of the Light یه بازی ماجرایی اجتماعی آنلاینه که استودیوی thatgamecompany ساخته؛ همون تیمی که پیش از این بازیهای تحسینشدهای مثل Journey و Flower رو ساخته بود. بازی سال ۲۰۱۹ اول روی iOS منتشر شد و بعد به اندروید، PC از طریق Steam، پلیاستیشن و نینتندو سوییچ رسید. طبق آمارهایی که رسانهها اعلام کردن، تا حالا بیش از ۳۰۰ میلیون بار دانلود شده.
تو یکی از «بچههای نور» هستی؛ یه موجود کوچیک شنلپوش که توی یه پادشاهی فروپاشیده پرواز میکنه، ستارههای گمشده رو به آسمون برمیگردونه و خاطرات اجداد این سرزمین رو پیدا میکنه. بازی رایگانه و تقریبا تمام محتواش بدون خرج کردن قابل تجربهست. خریدهای درونبرنامهای بیشتر برای لباسها و آیتمهای ظاهریه.
چرا اینقدر خاصه؟
- بدون خشونت: هیچ دشمنی رو نمیکشی و هیچ بازیکنی نمیتونه بهت آسیب بزنه.
- ارتباط بدون کلمه: با حرکتها، صداها و دست گرفتن با بقیه ارتباط برقرار میکنی.
- موسیقی و فضای فوقالعاده: هر سرزمین حال و هوای خودش رو داره.
- بازی چند سکویی: با دوستات روی هر دستگاهی که دارن میتونی بازی کنی.
اولین پرواز: چی کار کنم؟
بازی با یه آموزش کوتاه توی جزیره سپیدهدم (Isle of Dawn) شروع میشه. اینجا یاد میگیری راه بری، شمع روشن کنی و پرواز کنی. پرواز به انرژی شنلت بستگی داره و این انرژی با نور بال (Winged Light) بیشتر میشه. هر نور بالی که پیدا کنی، یه بخش به ستاره بالای شنلت اضافه میکنه و یعنی میتونی بیشتر و بلندتر پرواز کنی.
بعد از آموزش وارد خونه (Home) میشی که یه جور مرکز اصلیه. از اینجا میتونی به سرزمینهای مختلف سفر کنی. پیشنهادم اینه که اولش همهشون رو به ترتیب بری و عجله نکنی. اسکای از اون بازیهاست که هر گوشهش یه راز پنهون داره. یه چیز دیگه هم یادت باشه: کنترلها اولش یه کم عجیبن، مخصوصن پرواز با انگشت روی صفحه. چند دقیقه توی جزیره سپیدهدم فقط بالا و پایین برو و دور بزن تا دستت گرم بشه. بعدش پرواز توی این بازی تبدیل میشه به یکی از لذتبخشترین کارهایی که روی گوشی انجام دادی.
سرزمینهای اصلی به ترتیب
| سرزمین | حال و هوا |
|---|---|
| جزیره سپیدهدم (Isle of Dawn) | بیابون آروم و شروع ماجرا |
| دشت روشنایی (Daylight Prairie) | دشتهای سبز، ابرها و پرندهها |
| جنگل پنهان (Hidden Forest) | بارون، مه و درختهای بلند |
| دره پیروزی (Valley of Triumph) | کوههای برفی، سرسره و مسابقه |
| بیابان طلایی (Golden Wasteland) | خرابهها و یه فضای تاریکتر |
| طاق دانش (Vault of Knowledge) | کتابخونهای مرموز و عمودی |
| چشم عدن (Eye of Eden) | طوفان، سختی و پایان یه چرخه |
شمع، دل، نور بال؛ پول این دنیا چیه؟
اقتصاد اسکای سادهست ولی اولش ممکنه گیجت کنه. بذار خلاصه بگم:
- شمع (Candles): اصلیترین ارز بازی. با جمع کردن نور از شمعها و گلهای نورانی سرتاسر سرزمینها به دست میاد.
- دل (Hearts): از طریق تبادل هدیه با دوستات به دست میاد و برای بعضی آیتمها لازمه.
- شمع صعود (Ascended Candles): کمیابتره و برای آیتمهای خاص ارواح استفاده میشه.
- شمع فصل (Season Candles): فقط توی فصلها جمع میشه و برای جوایز همون فصله.
هر روز یه سری ماموریت روزانه هم داری که شمع اضافه میدن. یه حلقه روزانه که خیلی از بازیکنها انجام میدن اینه که چند سرزمین رو مرور کنن، شمعها رو جمع کنن و ماموریتهای روز رو تموم کنن. اولش طولانیه، ولی بعد از یه هفته مسیرها رو حفظ میشی.
ارواح و احساسات: لباسها از کجا میان؟
توی سرزمینها، ارواح اجداد (Spirits) پنهون شدن. وقتی یکی رو پیدا میکنی و خاطرهش رو دنبال میکنی، یه احساس (Emote) جدید یاد میگیری؛ مثل تعظیم کردن، دست تکون دادن یا خندیدن. بعد توی خونه میتونی با شمعهات از درخت دوستی همون روح، لباس، مدل مو، شنل و احساسهای سطح بالاتر بگیری.
اولین شنلی که خریدم یه شنل ساده آبی بود. هفتهها شمع جمع کردم براش. وقتی بالاخره پوشیدمش، رفتم دشت روشنایی و فقط پرواز کردم. هیچ تفنگ طلایی توی هیچ بازیای این حس رو بهم نداده بود.
غریبهها، دوستها و صورتهای فلکی
اینجا بخش واقعن خاص بازیه. بقیه بازیکنها رو اول به صورت سایههای بینام میبینی. اگه یه شمع روشن کنی و به سمتشون بگیری، میتونی باهاشون دوست بشی. بعد از دوستی، روی صورت فلکی (Constellation) تو یه ستاره اضافه میشه و با خرج شمع، کمکم امکانهای بیشتری باز میشه: دست گرفتن، بغل کردن، چت متنی و حتی اینکه به محل دوستت تلپورت کنی.
- دست گرفتن: میتونی یه بازیکن جدید رو دنبال خودت ببری و راه رو نشونش بدی.
- نیمکتهای چت: توی بعضی نقاط نیمکتهایی هست که حتی با غریبهها هم میشه روشون نشست و حرف زد.
- هدیه شمع: هر روز میتونی به دوستات نور هدیه بدی و ازشون دل بگیری.
یه نکته مهم: بازی سیستم گزارش و بلاک داره. اگه کسی اذیتت کرد، راحت بلاکش کن. ولی راستش جامعه اسکای یکی از مهربونترین جامعههایی بوده که توی بازیهای آنلاین دیدم.
چشم عدن؛ سختترین و احساسیترین لحظه بازی
آخرین سرزمین اصلی، یعنی چشم عدن، با بقیه فرق داره. اینجا طوفانه، سنگهایی از آسمون میبارن و موجودات تاریک دنبالت میکنن. هر بار که آسیب ببینی، بخشی از نور شنلت رو از دست میدی. برای همین خیلی از بازیکنها ترجیح میدن این مسیر رو با دوستاشون برن تا به هم نور بدن و پشت سنگها پناه بگیرن.
بدون اینکه داستان رو لو بدم، فقط بگم انتهای این مسیر یه لحظهای هست که خیلیها رو احساساتی کرده. اونجا نورهای بالت رو فدا میکنی و در عوض شمع صعود میگیری، بعد چرخه از نو شروع میشه و باید دوباره نورهای بال رو جمع کنی. اولش شاید حس کنی همه زحمتت به باد رفته، ولی همین چرخه یکی از قشنگترین ایدههای بازیه.
- با گروه برو: چند نفر با هم راحتتر زنده میمونن و همدیگه رو شارژ میکنن.
- پشت سنگها حرکت کن: فضای باز یعنی هدف راحت برای سنگهای آسمونی.
- عجله نکن: سرعت اینجا کمتر از صبر جواب میده.
فصلها و اتفاقهای تازه
اسکای چند بار در سال فصل جدید (Season) میگیره که هر کدوم یه داستان کوتاه، ارواح تازه و لباسهای جدید میاره. توی سال ۲۰۲۵ فصلهایی مثل Season of Radiance، فصل Blue Bird، فصل The Two Embers و Season of Migration منتشر شدن. کنار فصلها، رویدادهای «روزها» (Days of) هم هست؛ مثل Days of Fortune برای سال نو یا Days of Mischief برای حال و هوای هالووین.
یکی از جالبترین اتفاقهای ۲۰۲۶ هم تجربه Dear Van Gogh بود که تابستون امسال، ۱۷ ژوئیه، روی همه پلتفرمها منتشر شد. این یه «بازی درون بازی» حدودا دوساعتهست که داستان ونسان ون گوگ و آدمهای اطرافش، یعنی برادرش تئو و همسر تئو، یوهانا، رو روایت میکنه. بعضی از تابلوهای معروفش به فضاهای سهبعدی قابل گشتوگذار تبدیل شدن و تو با قلمموی داخل بازی زیباییشون رو برمیگردونی. جالب اینجاست که برای تجربهش لازم نیست بقیه بازی رو تموم کرده باشی؛ بعد از آموزش کوتاه اول باز میشه.
یه آپدیت مفید دیگه هم اوایل ۲۰۲۶ اومد که نقشه بازی رو بهتر کرد و امکان دسترسی به نقشه از هر جایی رو داد. برای تازهکارها که همیشه گم میشن، این یه نعمته.
۹ ترفند برای اینکه شمعهات زودتر جمع بشه
- هر روز ماموریتهای روزانه رو انجام بده؛ سادهترین منبع شمع ثابت همینه.
- مسیر جمع کردن شمع رو برای خودت یکی کن و هر روز همون رو برو، سریعتر میشه.
- با دوستات بازی کن؛ توی گروه، خیلی از درها و چالشها راحتتر باز میشن.
- هر روز به همه دوستات نور هدیه بده تا دل بیشتری بگیری.
- نورهای بال رو توی همه سرزمینها پیدا کن؛ پرواز طولانیتر یعنی جمعآوری سریعتر.
- قبل از رفتن به چشم عدن، شنلت به اندازه کافی نور بال داشته باشه.
- شمعهات رو اول خرج احساسها و امکانهای دوستی کن، بعد لباسها.
- اگه فصل فعاله و قصد داری پس فصل (Season Pass) بخری، اول فصل بخر تا از همه جایزهها استفاده کنی.
- تنظیمات گرافیک رو با گوشیت هماهنگ کن؛ بازی روی گوشیهای ضعیف هم با تنظیم درست روون اجرا میشه.
این کارها رو نکن
- عجله برای تموم کردن داستان و رد شدن از روی سرزمینها بدون دیدن رازهاشون
- خرج کردن همه شمعها روی اولین لباسی که دیدی
- بازی کردن کاملن تنها؛ نصف جادوی بازی توی آدمهاشه
- ورود به چشم عدن با شنل خیلی کوتاه و ناامید شدن
- جدی گرفتن بیش از حد؛ اسکای برای آروم شدنه، نه مسابقه
چند سوال که زیاد میشنوم
اسکای واقعا رایگانه؟
آره. کل داستان، سرزمینها و بیشتر آیتمها با شمعهایی که توی بازی جمع میکنی به دست میان. خریدها بیشتر ظاهریان یا سرعت جمعآوری رو بالا میبرن.
با گوشی ضعیف هم اجرا میشه؟
روی گوشیهای متوسط معمولا خوب اجرا میشه، به شرطی که گرافیک رو پایین بیاری. حجم بازی و آپدیتهاش کم نیست، پس فضای کافی روی گوشیت داشته باش.
از ایران میشه بازی کرد؟
دانلود از گوگل پلی برای کاربران ایرانی به شرایط اینترنت بستگی داره و معمولا به ابزار تغییر آیپی نیاز میشه. خرید درونبرنامهای هم به دلیل محدودیتهای پرداخت بینالمللی ساده نیست، ولی خوشبختانه تقریبا همهچیز بدون خرید هم در دسترسه.
زبون فارسی بلد نیستن، چطوری ارتباط بگیرم؟
نگران نباش. بیشتر ارتباطات اسکای با حرکتها و صداست. یه تعظیم، یه دست تکون دادن و یه دست گرفتن، زبون مشترک همه بازیکنهاست.
یه شمع برای تو روشن میکنم
اسکای فرزندان نور شاید عجیبترین بازی این فهرست باشه. نه برندهای داره، نه بازندهای. ولی چیزی بهت میده که کمتر بازیای میده: حس اینکه یه نفر، یه جایی توی دنیا، بدون هیچ دلیلی دستت رو گرفته و همراهت پرواز کرده. اگه از بازیهای پرتنش خسته شدی، یه شب امتحانش کن. شاید تو هم اون غریبه شنلزرد رو پیدا کنی.
تو توی اسکای کدوم سرزمین رو از همه بیشتر دوست داری؟ و قشنگترین اتفاقی که با یه غریبه برات افتاد چی بوده؟ برامون بنویس.
پیشنهاد مطالعه بعدی: اگه از گشتن و کشف کردن دنیاهای تازه لذت میبری ولی دلت میخواد خودت دنیا رو بسازی، حتما ۲۰ ترفند تراریا برای اندروید؛ از اولین شب بقا تا شکست دادن مون لرد رو بخون که یکی از بهترین بازیهای سندباکس دوبعدی تاریخه.