یه دنیای بی‌انتها از مکعب‌ها. نه داستانی که مجبورت کنه کجا بری، نه مرحله‌ای که بهت بگه چکار کنی. فقط تو هستی، یه دست خالی و یه خورشید که کم کم داره غروب می‌کنه. اولین بار که ماینکرفت رو باز کردم، دقیقا نمی‌دونستم باید چکار کنم. شب شد، صدای عجیبی از تاریکی اومد و چند ثانیه بعد یه زامبی سبز رنگ جلوم بود. اون شب مردم. ولی از فردا شبش، ماینکرفت یکی از عزیز ترین بازی‌های زندگیم شد.

این مقاله رو برای کسی نوشتم که می‌خواد اون شب اول رو بدون مردن بگذرونه و بعد، قدم به قدم دنیای خودش رو بسازه. اگه بچه‌ت ماینکرفت بازی می‌کنه و می‌خوای بفهمی چی به چیه، این مقاله برای تو هم هست.

ماینکرفت - ماینکرفت